رابطه
-
تاریخ: 1398/11/9 ساعت: 16:06
کاهش اضطراب مدام اتفاق میفته به واسطه ابزارهای مختلف از جمله به کمک یکی دیگه و به شکل های مختلفجهانی که ما توش زندگی میکنیم هر روز اضطراب های بیشتری رو برامون میاره و نیازمون به باهم بودن رو حتی تا مرحله جنون آمیزی پیش میبره جنونی که جز تخریب حاصلی برای هیچ یک ندارن.
گم شدن
-
تاریخ: 1398/11/9 ساعت: 16:06
برای پیدا شدن باید گم کنی، گم بشی برای پرکردن باید خالی بشه، خالی بمونی برای معنا داشتن باید بی معنا بشه، بی معنا بمونی ..... دلم دکمه ایستادن دنیا را میخواهد چیزی هست که هست اما درست نیست بجاش نیست، با من روراست نیست خودم را گم کرده ام زمان می خواهم بجویمش .....
معناسازی
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
اگه لایه های دنیا رو درست مثل پیاز پوست بکنیم لایه ی خوبی ها. لایه بدی ها اونایی که خودمون تعریف کردیم، اونایی بهمون گفتم یا اغلب آدما اتفاق نظر داشتن در مورد خوب یا بد بودنش، اونایی که به ارث برد
پیوندان جاویدان
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
رهایم کن زبند جان وز زنجیرهای زنگوار نام خدا و عشق اینهایند پیوندان جاویدان #سمیرا_ملک_پور
ثبات در جهان بی ثبات
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
امروز نمی خوام خیلی بنویسم تمام توجه ام قبل از جواب به درک سوالیه که میگه: چطور این همه اصرار در جوامع مدنی وجود داره که ثابت قدم باشیم، در حالی که هیچ چیز ثابت نمیمونه؟ چطور میشه انتظار داشت در جهانی مملو از تضاد همیشه یکسان عمل کرد؟ چی شد که ثبات رفتاری این همه ارزشمند شد؟ در خالی که هیچ دو موقعیت...
من رودم
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
من یه رودمروزهایی پرخروش و پر هیاهوکه دست همه رو میگیرم و با خودم میبرمسنگ و خاکو شاخ و برگ درختانهر چی گل و گیاه پایه باشهماهی ها و قورباغه ها.یه روزهای دیگه ای آرومترم و هر کی دلش خواستدستش رو میگیر
تکرار گریزی
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
درست وسط مکالمه ای که با دوستم داشتم و می گفتم که من برای پیاده روی دوست دارم یکسره برم و همون مسیر رو برگردم نه اینکه تو پارک هی چند دور بزنم یه مسیری رو. اصلا به خاطر همینه که چند وقتی بی بهانه و با بهانه دوست دارم برم جاده سلامتی توچال، ذهنم من رو نگه داشت رو حرفی که زدم. ترس از تکرار در من من رو...
خودسرزنشی
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
من ازون دسته آدم های هستم که همیشه توقعم بالاست و اصطلاحا آرمان گرا هستم و سال هاست دارم این رو میبینم و از این سوپرمن سازی شخصی ام مراقبت میکنم که بهم آسیب نزنه و هر کاری رو به هر قیمتی بخصوص رد شد
خاطرات
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
هر کسی یه چاه بلند داره تو وجودش که هر خاطره تلخ غیر قابل عضمی رو دید بندازه تو چاه و درش رو یه سرپوش بتنی بزنه جوری که حتی اگر خودش بخواد هم به این راحتی ها نتونه باهاشون مواجه شه. این روزهای من مواجهه با سانسورهایی است که خود خواسته ام و خود ساخته ام و من چه کودکانه هر بار به توجیهی از چاه سانسوره...
خدا تکثیر شد
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
یکی بود و فقط یکی بوداون یکی دلش بیش از یکی می خواستدلش خواست و دو تا شدروزی رسید که یکی موند و اون یکی نمونداونی که موند روزها با خاطر اونی که رفت موندیه روز دید باز یکی بود و فقط یکی بودو دلش دیگه خاطره نمی خواستو دو تا شداونی که رفته بود هم ...و خدا تکثیر شد در زمین
فاصله های ترس ساز
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 4:56
امروز یه تجربه جالب داشتم من عاشق والم یا همون نهنگ، میدونم که چقدر موجودات دوست داشتنی هستن، یکم در موردشان خوندم، انواع اشون، تغذیه هاشون، شباهتشون به دلفین ها و .... و علاقمندیم بیشتر هم شد و کلی
یاغی
-
تاریخ: 1397/1/24 ساعت: 13:41
دوستی جونی این مطلب رو برام فرستاد می گفت کارام اون رو یاد این شعر میندازه راست میگه میزارمش شما هم بخونینش: برلبانم غنچه لبخند پژمرده است نغمه ام دلگیر رو افسرده است نه سرودی نه سروری نه هم اوازی نه شوری زندگی گویی ز دنیا رخت بر بسته است یا که خاک مرده روی شهر پاشیده است این چه ایینی چه قانونی چه ت...
توجه
-
تاریخ: 1397/1/24 ساعت: 13:41
به طرز شگفت انگیزی توجه تعیین کننده است هر توجهی یه رنگ جدید وارد طیف نگاه آدمی میکنه حتی اگر این توجه در خد یه گفتگوی ساده با یه دوست باشه أین روزا توجهم به توان و قدرت افکار و ذهنم خیلی زیاده و به شدت تشنه اشم ً...
مرده ام را تدفین میکنم
-
تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 19:52
وقتش رسیده که با جسدی روبرو شوم که نامش سمیراست و سمیرای زنده ای از آن بیرون کشم همچون پوسته ای که خودم خشکاندمش و دیگر بر تن ام جایی ندارد و میگذارمش و میروم سمیرای مرده ام را در گذشته تدفین میکنم و سمیرای جدیدی را متولد خواهم کرد قدم نو رسیده ام مبارک
منشوری برای روزگار
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 5:02
سمیرا منشوری باش برای هر آنچه که به دنیای تو وارد می شود بگذار بیاید، لختی بنشیند و عبور کند بگذار عبور کند و طیف خود را بسازد کریستالی شو. برای همه ی اتفاق ها برای همه ی حرف های شنیده و نشنیده همه ی دردها و شادی ها برای همه چیز و همه کس کریستالی شو. کریستال وجودت را کشف کن و زندگی اش کن :)))
قفل های من
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 16:01
تجربه ها جدا از حضور دیگرانندهیچ آدمی شرط لازم داشتن یه حس قشنگ یا یه حس دردناک برای من یا برای تو نیست حس ها و تجربه ها همیشه هستند چه دیگرانی باشند و چه نباشند چون من و تو هستیم اگر یک روز توانستیم حسی را بچشیم باز هم خواهیم توانست شاید جایی دیگر و در کنار آدم هایی دیگر مراقب قفل هام به دیگران باش...
روبرو شدن
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 4:03
به نظرم یکی از نشونه های شروع بلوغ در یک موضوع نوسان دیدن و ندیدن اشه. مثلا وقتی متوجه ساختاری میشم یا یه ترس قدیمی که همیشه به روش های مختلف فرافکنی اش میکردم رو دیگران و حالا میدونم که اصل داستان تو خودم و می پذیرم دیدن ها شروع میشه اولش هفته یا هر چند روز یکبار یکم که میگذره مثل یه شکارچی ماهر می...
امید
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 4:03
هر چقدر هم روزهای زندگی گاهی سخت و کند پیش بره هر چقدر اوضاع از اینی که هست بدتر بشه هر چقدر هم تموم دنیا امیدی نداشته باشن چه برسه به اینکه بهم امید ببخشن تهش هر چی که قراره اتفاق بیفته .... این روز ها میگذرد و نمی تونه بمونه این هم میگذره و مثل همیشه پشت روزای سخت روزهای آبی و آرام نشسته است
دنیای سمیرایی
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 4:03
وقتی یه خاطره در طول عمرت طعنش مدام در تغییره وقتی به تفریح مزه اش در طول زندگیت تغییر میکنه وقتی بوی یه عطر جون داره و ممکنه یه روز به دنیا بیاد و به روزی هم بمیره وقتی یه اهنگ یه میتونه عمق تنهایی ات رو فاش کنه و همون اهنگ روزی بشه یادآور تمام خاطرات دونفره و عاشقانت شک دارم که اون بیرون اون بیرون...
زندگی می گذرد
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 22:12
زندگی با همه چیزای در همش می گذرد خیلی هاش رو با ذهنت تایید می کنی، خیلی هاش رو دوست داری خیلی هاش برات فرقی نمیکنه ، هر جور که می خواد پیش بره بره و خیلی چیزاش برات دردناکه و احساس های ترس و نگرانی ات رو درگیر میکنه حتی اگر منطقت مشکلی باهاش نداشته باشه اما احساست بیخیالش نمیشه همه اینا با هم و کنا...